تبليغاتX
اندوهی که نخواهد ماند...



سلام...

خیلی خوشحالم که دوباره تونستم بنویسم اما شاید نتونم مداوم بهتون سر بزنم از این بابت پیشاپیش ازتون معذرت میخوام ، ضمنا" این شعر رو خودم دکلمه کردم که اگه خواستید میتونید از اینجا دانلود کنید...

 

وقتی رفتی آسمون چشماشو بست

وقتی رفتی دل من خیلی شکست...

 یکی بود یکی نبود غیر خدا

تو بودی و من ولی از هم جدا ...

 می بینی می خندم و کِل می کشم

اما دارم زهر دوری می چشم...

وقتی رفتی غم اومد پیشم نشست

وقتی رفتی شیشه ی دلم شکست...

 جای پاهات مونده رو خاک تنم

رخت بی کسی رو میخوام بکَنَم...

 تو بخندی شاد شادم عزیزم

قول می دم اشک جدایی نریزم...

 یادگاری توی ذهنم می مونه

بوی عطر پیرهنت کنج خونه...

 وقتی رفتی آسمون تیره و تار

من بیچاره نشستم یه کنار...

 اومدی رد شدی از کوچه ی ما

نازنین منتظرم بازم بیا...

وقتی رفتی نمیخوام دنیای پست

وقتی رفتی دل من خیلی شکست... 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/09ساعت 19:20  توسط مجید(نوید)  |